توحید، تنها بلیت ورود به بهشت؛ از علم تا عمل، از مسکین تا عزت

بهشت را با چه پولی می‌خرند؟ بهای بهشت از منظر قرآن و روایات

هدف این پژوهش، تبیین جایگاه توحید به‌عنوان تنها بلیت ورود به بهشت و ارائه راهکارهایی برای تحقق توحید در زندگی است؛ تا روشن شود که توحید، بهای بهشت است و بدون توحید، هیچ عبادتی قبول نیست و نهادینه شدن توحید در زندگی، لازمه رسیدن به بهشت محسوب می‌شود.
روز گذشته، ساعت 5:3
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : قربان منتظمی
موارد بیشتر برای شما
بهشت را با چه پولی می‌خرند؟ بهای بهشت از منظر قرآن و روایات
مقدمه:
بیان مسئله:
همه ما دوست داریم به بهشت برویم. همه ما دوست داریم در آخرت جایگاه والایی داشته باشیم. اما آیا تا به حال فکر کرده‌ایم که بهشت رایگان نیست؟ آیا تا به حال پرسیده‌ایم که بهشت را با چه پولی می‌خرند؟
 
امام علی (ع) در کلمات نورانی خود می‌فرمایند: «اَلتَّوحِیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ» «توحید، بهای بهشت است.» این تعبیر، بسیار عمیق و پرمعنا است. یعنی اگر کسی بخواهد به بهشت برود، بهشت رایگان نیست و بهایی دارد. بهای بهشت، توحید است.
 
قرآن کریم در آیات متعدد، بهشت را پاداش مؤمنان معرفی کرده است. اما شرط اول ورود به بهشت، توحید است. اگر کسی موحد نباشد، اجازه ورود به بهشت ندارد. اگر کسی موحد باشد، مجاز است وارد شود. حالا درجاتش به اوصاف و عقاید و اخلاق بستگی دارد.
 
این مقاله، در پی پاسخ به این پرسش است که «بهشت را با چه پولی می‌خرند؟» و نشان می‌دهد که توحید، تنها بلیت ورود به بهشت است.
 
ضرورت مسئله:
در دنیای امروز، بسیاری از مردم از توحید غافل شده‌اند و به جای توحید، به سراغ خرافات و بدعت‌ها رفته‌اند. بسیاری گمان می‌کنند که بهشت رایگان است و هر کسی می‌تواند وارد بهشت شود. اما قرآن کریم نشان می‌دهد که بهشت رایگان نیست و بهایی دارد.
 
ضرورت پرداختن به این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که شناخت بهای بهشت، می‌تواند انسان را به سوی توحید هدایت کند و او را از خرافات و بدعت‌ها دور سازد. همچنین، این شناخت، پاسخ به شبهات کسانی است که گمان می‌کنند هر کسی می‌تواند وارد بهشت شود.
 
قرآن کریم با بیان وعده‌های قطعی خود، نشان می‌دهد که توحید، تنها بلیت ورود به بهشت است و بدون توحید، هیچ عبادتی قبول نیست.
 
اهداف مقاله:
هدف این پژوهش، تبیین جایگاه توحید به‌عنوان تنها بلیت ورود به بهشت و ارائه راهکارهایی برای تحقق توحید در زندگی است؛ تا روشن شود که توحید، بهای بهشت است و بدون توحید، هیچ عبادتی قبول نیست و نهادینه شدن توحید در زندگی، لازمه رسیدن به بهشت محسوب می‌شود
 

بهشت را با چه پولی می‌خرند؟ بهای بهشت از منظر قرآن و روایات

بخش اول: بهشت، رایگان نیست؛ بهای آن چیست؟

🔸 بهشت، رایگان نیست
بهشت، رایگان نیست و بهایی دارد. امام علی (ع) در کلمات نورانی خود می‌فرمایند: «اَلتَّوحِیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ» (۱) «توحید، بهای بهشت است.»
 
این تعبیر، تشبیه معقول به محسوس است. یعنی اگرچه در جهان عقاید و اعتقادات، خرید و فروش به آن صورت وجود ندارد، اما این تشبیه نشان می‌دهد که اگر کسی بخواهد به بهشت برود، بهشت رایگان نیست و بهایی دارد. بهای بهشت، توحید است.
 
اگر کسی موحد نبود، اجازه ورود به بهشت ندارد. اگر کسی موحد بود، مجاز است وارد شود. حالا درجاتش به اوصاف و عقاید و اخلاق بستگی دارد.
 
🔸 موحد کیست؟
موحد کسی است که تمام آثار توحیدی در اعمالش راه داشته باشد و چیزی را تنها نبیند و جهان را منهای آفریدگار جهان نبیند و تمام شئون زندگی خودش را در سایه «لا حول و لا قوة الا بالله» ببیند.
 
موحد کسی است که در نشستن و برخاستن، در گفتن و شنیدن، در نوشتن و خواندن، توحید را حاضر می‌بیند. موحد کسی است که تمام زندگی‌اش توحیدی است.
 
در زیارت‌ها و دعاهایی که به پیشگاه امامان (ع) عرض ادب می‌کنیم، می‌گوییم: «اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقُومُ» (۲) «سلام بر تو آن وقتی که می‌نشینی. سلام بر تو آن وقتی که پا می‌شوی.»
 
این سلام، فقط یک تعارف نیست. این سلام، نشان‌دهنده این حقیقت است که امام (ع) موحد بود و تمام زندگی‌اش توحیدی بود. می‌نشست، موحدانه می‌نشست. پا می‌شد، موحدانه پا می‌شد.
 
🔸 توحید، بلیت ورود به بهشت
توحید، تنها بلیت ورود به بهشت است. این، اصل اولی است. هیچ کس به بهشت نمی‌رود مگر موحد باشد. بهشت، جای موحدان است.
 
قرآن کریم در سوره نحل می‌فرماید: «ما عِندَکُمْ یَنفَدُ وَ ما عِندَ اللَّهِ باقٍ» (۳) «آنچه نزد شماست، تمام می‌شود و آنچه نزد خداست، باقی می‌ماند.»
 
این آیه، نشان‌دهنده این حقیقت است که سرمایه‌های دنیایی فانی هستند و سرمایه‌های الهی باقی. توحید، سرمایه‌ای است که نزد خدا باقی می‌ماند و بهای بهشت می‌شود.
 
🔸 بهشت، پاداش موحدان
بهشت، پاداش موحدان است. امام علی (ع) در کلمات نورانی خود می‌فرمایند: «اَلتَّوحِیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ». این کلمه، بسیار عمیق و پرمعنا است. یعنی اگر کسی موحد باشد، بهشت بر او واجب می‌شود. اگر کسی موحد نباشد، بهشت بر او حرام است.پس بهای بهشت، توحید است. هر کس این بهای را بپردازد، بهشت از آنِ او خواهد بود.
 
🔸 شهادت خدا بر بهای بهشت
قرآن کریم در سوره آل‌عمران می‌فرماید: «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلَائِکَةُ وَ أُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» (۴) «خداوند گواهى مى‌دهد که معبودى جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش [نیز گواهى مى‌دهند] در حالى که [خداوند] قیام به عدالت دارد؛ معبودى جز او نیست؛ همان عزیز و حکیم.»
 
این آیه، شهادت خدا بر یگانگی خود را بیان می‌کند. خداوند با ایجاد نظام واحد در هستی، بر یگانگی ذات خود گواهی می‌دهد. هماهنگی و نظم موجود در آفرینش، همه گواه بر حاکمیت قدرتی یگانه بر هستی است. چنانکه در دعای صباح می‌خوانیم: «یا من دل علی ذاته بذاته» «ای کسی که بر ذات خود با ذات خود دلالت کرده است.»
 
آفتاب آمد دلیل آفتاب — گر دلیلت باید از وی رخ متاب
 
این شهادت خدا، نشان‌دهنده این حقیقت است که توحید، بهای بهشت است. خداوند بر یگانگی خود شهادت داده و فرشتگان و دانشمندان را بر این شهادت گواه گرفته است. پس کسی که به این شهادت اعتقاد داشته باشد و موحد باشد، بهشت از آنِ او است.
 
امام باقر (ع) فرمودند: «مراد از «أُولُوا الْعِلْمِ» در آیه، انبیا و اوصیا هستند.» (۵) یعنی دانشمندان واقعی، کسانی هستند که علمشان با تقوا و عمل همراه باشد. این‌ها شاهدان بهای بهشت هستند.
 
🔸 عدل الهی، شرط پرداخت بهای بهشت
قرآن کریم در ادامه آیه می‌فرماید: «قَائِمًا بِالْقِسْطِ» «قیام به عدالت دارد.» این تعبیر، نشان‌دهنده این حقیقت است که عدل الهی، در کنار توحید مطرح است. بر خلاف دیگر قدرتمندان که هر کجا احساس یگانگی و نداشتن رقیب و شریک کنند، زور می‌گویند، او یگانگی است که به پا دارنده عدل است.
 
این آیه به ما می‌آموزد که توحید، تنها یک اعتقاد قلبی نیست؛ بلکه توحید، باید در عمل نیز تجلی یابد. کسی که موحد است، باید عادل باشد. کسی که موحد است، باید به عدالت قیام کند.
 
🔸 دانشمندان، شاهدان بهای بهشت
قرآن کریم در این آیه، دانشمندان را در کنار فرشتگان قرار داده است: «وَ الْمَلَائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ» «و فرشتگان و صاحبان دانش.»
این تعبیر، نشان‌دهنده جایگاه والای دانشمندان است. دانشمندان در کنار فرشتگان قرار می‌گیرند. این، افتخاری بزرگ برای دانشمندان است.
 
امام باقر (ع) فرمودند: «مراد از «أُولُوا الْعِلْمِ» در آیه، انبیا و اوصیا هستند.» (۶) یعنی دانشمندان واقعی، کسانی هستند که علمشان با تقوا و عمل همراه باشد.
 
🔸 علم، راه شناخت بهای بهشت
قرآن کریم در این آیه، راه ایمان به خدا را علم معرفی می‌کند: «وَ أُولُوا الْعِلْمِ» «و صاحبان دانش.» علم واقعی، انسان را با سرچشمه هستی آشنا می‌کند.
 
این آیه به ما می‌آموزد که ایمان، بر پایه علم استوار است. کسی که علم دارد، به خدا ایمان می‌آورد. کسی که علم ندارد، به خدا ایمان نمی‌آورد. پس باید علم را در کنار ایمان قرار دهیم.
 
🔸 توحید، بهای غیرقابل تعدّد
هر کجا تعدّد هست، محدودیت نیز هست. خانه بی‌حد نمی‌تواند بیش از یکی باشد. اگر گفتیم: «فلان چراغ، نور بی‌نهایت دارد»، جایی برای چراغ دوم باقی نمی‌ماند. خدا بی‌نهایت است، زیرا اگر نهایت داشته باشد، به نیستی برمی‌خورد و هیچ بی‌نهایتی قابل تعدّد نیست. لذا خداوند قابل تعدّد نیست و او یکتاست.
 
این نکته، به ما می‌آموزد که توحید، یک اصل عقلی نیز هست. عقل می‌گوید که خدا نمی‌تواند دو تا باشد. پس توحید، هم یک اصل قرآنی است و هم یک اصل عقلی.
 
🔸 نتیجه؛ بهشت را با توحید می‌خرند
بهشت، رایگان نیست. بهای دارد. بهای بهشت، توحید است. هر کس موحد باشد، بهشت از آنِ او است. هر کس موحد نباشد، بهشت بر او حرام است. پس باید توحید را در تمام شئون زندگی جاری کنیم و موحدانه زندگی کنیم تا بهشت از آنِ ما شود.
 
خداوند در قرآن کریم بر یگانگی خود شهادت داده و فرشتگان و دانشمندان را بر این شهادت گواه گرفته است. پس باید با علم و عمل، توحید را در زندگی خود پیاده کنیم و موحدانه زندگی کنیم تا بهشت از آنِ ما شود.
 

بخش دوم: توحید، تنها پول رایج بهشت

🔸 موحد کیست؟
امام علی (ع) در کلمات نورانی خود می‌فرمایند: «اَلتَّوحِیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ» (۶) «توحید، بهای بهشت است.» اما موحد کیست که این بهای را پرداخت می‌کند؟
 
موحد کسی است که تمام آثار توحیدی در اعمالش راه داشته باشد و چیزی را تنها نبیند و جهان را منهای آفریدگار جهان نبیند و تمام شئون زندگی خودش را در سایه «لا حول و لا قوة الا بالله» ببیند.
 
موحد کسی است که در نشستن و برخاستن، در گفتن و شنیدن، در نوشتن و خواندن، توحید را حاضر می‌بیند. موحد کسی است که تمام زندگی‌اش توحیدی است.
 
🔸 امام، موحد کامل
در نظام امامت و امت، امام ما وجود مبارک حضرت (ع) است. امام مسائل سیاسی دارد، مسائل اجتماعی دارد، مسائل فراوانی دارد. اما آن مسئله اصلی وجود مبارک حضرت (ع) همان توحید است.
 
در زیارت‌ها و دعاهایی که به پیشگاه آن حضرت عرض ادب می‌کنیم، تک‌تک جزئیات اعمال و حرکات و سکنات آن حضرت را ذکر می‌کنیم. می‌گوییم: «اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقُومُ» (۷) «سلام بر تو آن وقتی که می‌نشینی. سلام بر تو آن وقتی که پا می‌شوی.»
 
این دستور رسمی ما است. «اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَ تُبَیِّنُ»؛ آن‌ها وضعش روشن است — سلام بر تو آن وقتی که قرآن می‌خوانی یا دعا می‌خوانی یا کلمات دیگری داری. سلام بر تو آن وقتی که سخنرانی می‌کنی. آن‌ها یک معنای روشنی دارد.
 
اما وقتی پا می‌شوی سلام بر تو، می‌نشینی سلام بر تو، این‌ها یعنی چه؟ «اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقُومُ»؛ موحد جمیع آثار و شئونش توحیدی است. در نظام امامت و امت، ما چنین امامی داریم که صدر و ساقه زندگی او را توحید تشکیل می‌دهد.
 
این عصاره بیان وجود مبارک حضرت امیر (ع) است. یعنی آنچه را که وجود مبارک حضرت امیر فرمود، ائمه دیگر (ع) با قولشان، با فعلشان، با سیره‌شان تفسیر می‌کنند. موحدانه می‌نشینند، موحدانه برمی‌خیزند. یعنی حیاتشان، حیات توحیدی است که «اَلتَّوحِیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ». این اصل اولی است.
 
🔸 چرا بدون توحید، هیچ عبادتی قبول نیست؟
بدون توحید، هیچ عبادتی قبول نیست. اگر کسی هزار رکعت نماز بخواند، اما موحد نباشد، نمازش باطل است. اگر کسی تمام عمر روزه بگیرد، اما موحد نباشد، روزه‌اش بی‌ارزش است. اگر کسی تمام مال خود را در راه خدا انفاق کند، اما موحد نباشد، انفاقش بی‌فایده است.
 
چرا؟ چون توحید، پایه همه عبادات است. عبادت بدون توحید، مانند بنایی است که پایه ندارد. بنای بدون پایه، هر لحظه ممکن است فرو بریزد. عبادت بدون توحید نیز، هر لحظه ممکن است از بین برود.
 
قرآن کریم در سوره زمر می‌فرماید: «إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ» (۸) «همانا اجر صابران بدون حساب و به‌طور کامل اداء می‌شود.» این آیه نشان‌دهنده این حقیقت است که صبر بدون توحید معنا ندارد. صبر، وقتی ارزش دارد که در مسیر توحید باشد.
 
پس اصل اول این است که هیچ کسی به بهشت نمی‌رود مگر موحد باشد. حالا یا در برزخ جا دارد یا در جاهای دیگر، حرف دیگری است، ولی بهشت راهش نمی‌دهند. بهشت، جای موحدان است «اَلتَّوحِیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ».
 
🔸 توحید، سرمایه‌ای باقی
قرآن کریم در سوره نحل می‌فرماید: «ما عِندَکُمْ یَنفَدُ وَ ما عِندَ اللَّهِ باقٍ» (۹) «آنچه نزد شماست، تمام می‌شود و آنچه نزد خداست، باقی می‌ماند.»
 
این آیه نشان‌دهنده این حقیقت است که سرمایه‌های دنیایی فانی هستند و سرمایه‌های الهی باقی. توحید، سرمایه‌ای است که نزد خدا باقی می‌ماند و بهای بهشت می‌شود. هر کس این بهای را بپردازد، بهشت از آنِ او خواهد بود.
 
🔸 نتیجه؛ توحید، تنها پول رایج بهشت
توحید، تنها پول رایج بهشت است. بدون توحید، هیچ عبادتی قبول نیست. موحد کسی است که تمام زندگی‌اش توحیدی باشد. امام (ع) موحد کامل است و صدر و ساقه زندگی‌اش را توحید تشکیل می‌دهد. توحید، سرمایه‌ای باقی است که نزد خدا می‌ماند و بهای بهشت می‌شود. پس باید توحید را در تمام شئون زندگی جاری کنیم و موحدانه زندگی کنیم تا بهشت از آنِ ما شود.
 

بخش سوم: علم بدون عمل، پول بی‌ارزش است

🔸 علم بدون عمل، جهل است
امام علی (ع) در کلمات نورانی خود می‌فرمایند: «لاَ تَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلاً ... إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا» (۱0) «علمتان را جهل قرار ندهید... هرگاه دانستید، عمل کنید.»
 
این تعبیر، بسیار عمیق و پرمعناست. اگر پدری بخواهد به فرزندش سفارش کند، می‌گوید: این سرمایه‌ای که ما به شما دادیم، این را هدر نده. سفارش حضرت امیر (ع) به همه، مخصوصاً به حوزویان، این است که این علمی که به دست آوردید، این علم را جهل قرار ندهید.
 
یک وقت است که می‌گوییم: مطالعه را ترک نکنید، تدریس را ترک نکنید، وگرنه یادتان می‌رود. این یک توصیه متعارفی است، معنایش روشن است.
 
اما اگر بگویند: علمت را جهل قرار نده! این علمت را جهل قرار نده یعنی چه؟ چطور می‌شود آدم علم را جهل قرار بدهد؟ حضرت خودش در این جمله نورانی تفسیر کرد که «لاَ تَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلاً ... إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا». علم اگر به عمل ننشیند، جهل است.
 
فرمود: در هر رشته‌ای اگر عالم شدید، آگاه شدید، هر جا که حق برای شما روشن شد — یا واجب است یا مستحب — این را عمل کنید. با عمل، علمتان را زنده نگه دارید. و عالم بی‌عمل، علمش را جهل قرار داد. این جزء سیئات او محسوب می‌شود.
 
🔸 علم بی‌عمل، مثل ندانستن است
اگر کسی به علم خودش عمل نکند، اولین آسیبی که رساند، به خود علم رساند. علم را جهل کرد، دانستن را مثل ندانستن کرد. علم وقتی اثر ندارد، مثل ندانستن است.
 
یک وقت است یکی جاهل است — کاری به جاهل ندارند، به او درجات (پاداش) نمی‌دهند. یک وقت است کسی علمی دارد، این علم که برکت هست را جهل قرار می‌دهد — این جزء سیئه او محسوب می‌شود. فرمود: «لاَ تَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلاً ... إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا».
 
🔸 علم، ثمن بهشت است
فرمود: «وَ اعْلَمُوا أَنَّ هَذَا ثَمَنُ الجَنَّةِ» — و بدانید که این ثمن بهشت است. علمی که به عمل ننشیند، پول بی‌ارزشی است که بهشت با آن خریداری نمی‌شود.
 
علمی که به عمل ننشیند، مانند پول تقلبی است که در بازار آخرت هیچ ارزشی ندارد. علمی که به عمل ننشیند، مانند سنگ بی‌ارزشی است که در ترازوی اعمال هیچ وزنی ندارد.
 
🔸 علم، هدیه الهی برای خرید بهشت
علم، هدیه و تفضل الهی است. خداوند به هر کس که بخواهد، علم عطا می‌کند. پس نباید این هدیه را بی‌ارزش کنیم. علم، امانت است و باید از آن در راه خدا استفاده کنیم.
 
اگر علم را با عمل همراه نکنیم، این هدیه الهی را بی‌ارزش کرده‌ایم. علم بدون عمل، مانند چراغی است که نور ندارد. اما اگر علم را با عمل همراه کنیم، این چراغ نور می‌گیرد و راه بهشت را روشن می‌کند.
 
🔸 عمل دانشمند، پول بیشتری برای بهشت
عمل دانشمند، پاداش بیشتری دارد. قرآن کریم در سوره مجادله می‌فرماید: «یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» (۱1) «خداوند کسانی از شما را که ایمان آورده‌اند و کسانی را که دانش به آنان داده شده، درجاتی برمی‌افرازد.»
 
این آیه نشان‌دهنده این حقیقت است که دانشمندان در نزد خدا جایگاه والایی دارند. اما این جایگاه، وقتی ارزش دارد که علم با عمل همراه باشد. دانشمند بی‌عمل، نه تنها جایگاهی ندارد، بلکه جزء سیئات محسوب می‌شود. پس عمل دانشمند، پول بیشتری برای خرید بهشت است.
 
🔸 روایت اخلاقی؛ علم، برتر از نسب در خرید بهشت
امام هادی (ع) در مجلس حاضر شد و فقیهی را در بهترین جای مجلس نشاند. علویون و بنی‌هاشم اعتراض کردند که چرا چنین فردی را بر ما برتری دادی؟
 
امام (ع) این آیه را تلاوت فرمود: «تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ ... یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ». سپس فرمود: «ارزش این شخص به خاطر بحث علمی و شکستی که به آن ناصبی داد، از هر شرف و نسبی بیشتر است.» (۱2)
 
این روایت نشان‌دهنده این حقیقت است که علم، برتر از نسب است. دانشمند با عمل، از هر شرف و نسبی بالاتر است. علم با عمل، موجب رفعت درجات می‌شود و پول بیشتری برای خرید بهشت است.
 
🔸 نتیجه؛ علم بدون عمل، پول بی‌ارزش است
علم بدون عمل، پول بی‌ارزش است. علمی که به عمل ننشیند، جهل است. علمی که به عمل ننشیند، مثل ندانستن است. علمی که به عمل ننشیند، جزء سیئات محسوب می‌شود. علمی که به عمل ننشیند، ثمن بهشت نیست.
 
علم، هدیه و تفضل الهی است و باید با عمل همراه شود تا ارزش پیدا کند. عمل دانشمند، پاداش بیشتری دارد و دانشمند با عمل، از هر شرف و نسبی بالاتر است.پس باید علم را با عمل همراه کنیم تا این پول ارزش پیدا کند و بهشت با آن خریداری شود.
 

بخش چهارم: خرید بهشت با دستگیری از مسکین

🔸 مسکین، فرستاده خداست
امام علی (ع) در کلمات نورانی خود می‌فرمایند: «إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ» (۱۳) «همانا مسکین، فرستاده خداست.» برخی‌ها خیال کردند که این وصف پیغمبر است و گفتند: یکی از اوصافی که حضرت علی (ع) برای پیامبر ذکر کرد، این است که او مسکین است! خیال کردند که این «إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ» مربوط به پیغمبر است؛ یعنی پیغمبر یکی از اوصافش این است که او مسکین است لدی الله. خیر!
 
فرمایش حضرت این است که «إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ» یعنی این کسی که نیازمند است، شما او را می‌شناسید، نیازش را هم می‌دانید، حقانیت نیاز را هم دارد. چه کسی او را پیش شما فرستاده؟
 
ما خیال می‌کنیم که خودش پیش ما آمده، یا از کسی آدرس گرفته گفته فلان کس خیر است پیش او بروید. فرمود المسکینُ رسولُ الله است، او را خدا پیش شما فرستاده.
 
🔸 مسکین را با احترام رد کن
فرمود این علم را جهل قرار ندهید. یک وقتی یک فرد دیگری او را پیش شما حواله می‌دهد، او را رد می‌کنید، این قابل گذشت است. اما آدم اصلاً نداند که چه کسی به او آدرس داده! این بیان نورانی حضرت در همین کلمات است. فرمود کسی به او آدرس داده که پیش شما آمده. حالا فرق نمی‌کند:
 
    یک وقت است احتیاج علمی دارد — از شما می‌خواهد که شما این اشتباه را برایش حل کنید یا این صفحه را برایش تدریس کنید یا این جمله را برایش حل کنید.یک وقتی اشتباهات سیاسی دارد یا اشتباهات اجتماعی دارد — ولی بالاخره نیازمند است، خدمت شما آمده.
 
چه کسی او را فرستاده؟ حضرت فرمود «إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ» این نماینده خداست، فرستاده خداست. یا اعطا بکن بده، یا به حُسن رد او را رد بکن — با احترام عذرخواهی بکن الآن وقت ندارم، فرصت ندارم یا حضور ذهن ندارم. بالاخره اگر می‌خواهی رد هم بکنی، با رد حَسن رد بکن، وگرنه او از طرف خودش نیامده است.
 
🔸 نگاه توحیدی به روابط اجتماعی
این نگاه توحیدی به روابط اجتماعی چقدر اثر دارد؟ خیلی از ماها هستیم که کار داریم به دیگری مراجعه می‌کنیم، او می‌گوید من وقت ندارم، با بی‌اعتنایی رد می‌کند. اما اگر بداند که امیرالمؤمنین (ع) فرمود «إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ» است، او را خدا پیش تو فرستاده؛ یک امکاناتی به تو داد، این شخص دستش از آن امکانات تهی است، تو هم مقدورت هست که مشکل او را حل بکنی، به او جواب درست بده؛ یا تمام مشکلاتش یا برخی از مشکلاتش را حل کن، وگرنه فرستاده خدا را با بی‌اعتنایی رد کردی.
 
این نگاه موحدانه در جامعه می‌تواند جامعه را متمدن کند. «إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ»، شاگردی آمده خدمت شما می‌گوید من فلان کتاب را نخواندم، برای من تدریس کنید. اگر واقعاً مقدور شماست، رد نکنید. اگر مقدور شما نیست، با ردّ حسن بگویید فلان کس آشنا هست، فلان کس می‌تواند، من فرصت ندارم، در تعطیلات ممکن است کمک بکنم. بالاخره ردّ حسن داشته باشید یا اصلاً رد نکنیم یا اگر خواستیم رد بکنیم ردّ حسن بکنیم.
 
🔸 مسکین، فقط متکدی نیست
این صفت پیغمبر نیست که آن آقا این را جزء اوصاف رسول ذکر کرده که اوصاف رسول در نهج‌البلاغه فلان است فلان است فلان است یکی هم المسکین است. خیر! این حدیث نورانی، حدیث توحیدی است «إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ».
 
مطلب دیگر این است که مسئولین وظایف خاصی دارند، مخصوصاً در شرایط دشوار کنونی، مشکل جامعه را حل بکنند که این اجر چندین برابر دارد. اینکه گفتند اجرها متفاوت است، چندین برابر است، برای همین است. یک مدیر مدبّر لایق در زمان دشواری مشکل اقتصادی را حل کند، اجرش چند برابر است بیش از آن مقداری که در حال عادی کمک می‌کند. اما یک کسی در این شرایط بر مشکلات می‌افزاید، سیئه او بیش از سیئات دیگران است.
 
وقتی وجود مبارک حضرت می‌فرماید: «إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ»، یک وقتی شخص مسکین است، یک وقتی جامعه مسکین است، یک وقتی یک گروه خاص مسکین هستند. مسئولین هم باید بدانند که این‌ها فرستاده خدا هستند و فرستاده خدا را محترمانه رد بکنند.
 
🔸 مسکین، هر نیازمندی است
به هر تقدیر، جامعه ما اگر بداند که «إِنَّ الْمِسْکِینَ رَسُولُ اللَّهِ»، و مسکین هم مخصوص کسی که متکدی است نیست، هر نیازمندی مسکین است. اگر بیمار شد، مسکین است. آن طبیب بداند که او فرستاده خداست. اگر مسکینی به یک طبیبی مراجعه کرد، طبیب باید بداند که او را کسی فرستاده است. اگر جامعه ما موحدانه زندگی کند، می‌داند چه کسی این‌هایی را که به آن‌ها مراجعه فرستاده؟
 
این نگاه توحیدی، جامعه را زنده می‌کند. در ابتدا این حدیث شریف نقل شد که «اَلتَّوحِیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ»، آن وقت این را با دید موحدانه یک موحد می‌بیند «ما عِندَکُمْ یَنفَدُ وَ ما عِندَ اللَّهِ باقٍ».
 
🔸 نتیجه؛ بهشت را با دستگیری از مسکین می‌خرند
مسکین، فرستاده خداست. دستگیری از مسکین، خرید بهشت است. اگر کسی مسکینی را دستگیری کند، فرستاده خدا را دستگیری کرده و خداوند بهشت را برای او تضمین می‌کند.
 
این نگاه توحیدی به روابط اجتماعی، جامعه را متمدن می‌کند و زمینه ورود به بهشت را فراهم می‌سازد. پس باید با دستگیری از مسکین، این پول را برای خرید بهشت فراهم کنیم.
 

بخش پنجم: خرید بهشت با سرمایه‌گذاری پیش خدا

🔸 روزی شما، دست کیست؟
امام علی (ع) در کلمات نورانی خود می‌فرمایند: ما را خدا بدون روزی خلق نکرده، هیچ بنده‌ای را بدون روزی خلق نکرده. منتها یک بخشش در دست ما است و یک بخشی از روزی ما هم پیش او است (۱۴).
 
فرمود: آنچه پیش او است، محکم‌تر و متقن‌تر و یقینی‌تر از آن است که در دست شما است. شما هیچ وقت ناامید نباش. اینکه فرمود «ما عندالله» باقی است (۱۵) — در بخش رزق شما هم همین‌طور است.
 
یعنی شما بالاخره یک روزی ماهانه می‌خواهید، فعلاً یک مقدارش دست شما است، یک مقدارش دست شما نیست. آن مقداری از روزی که دست شما نیست، دست خدا است. رعایت کنید که از راه صحیح به آن دسترسی پیدا کنید و وگرنه آنجا هست، مأمن هست و ذات اقدس هم ابداً تخطی نمی‌کند.
 
🔸 سرمایه‌گذاری پیش خدا
این موحدانه زندگی کردن است. اینکه فرمود شما علمتان را جهل قرار ندهید یعنی همین. علم یک آثار نورانی دارد؛ اگر علم نور است که «یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ مَنْ یَشَاء» (۱۶) — انسان وقتی چراغ دستش است نباید بیراهه برود.
 
این علم در مسائل ارتباط با خدا آثاری دارد، در ارتباط با دوستان حسابی دیگر دارد، در ارتباط با جامعه حسابی دیگر دارد، در ارتباط با دشمنان بدعقل بی‌عقل بی‌خرد مثل آمریکا و اسرائیل یک حسابی دیگر دارد.
 
آنجا فرمود: «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ» (۱۷) — فرمود موحدانه زندگی کن، علمت را جهل قرار نده، مگر علم نداری این‌ها منحرف هستند؟ کافر هستند؟ مزاحم هستند؟ مهاجم هستند؟ مزاحم امنیت مردم هستند؟ مگر علم نداری؟ علم داری، علمت را جهل قرار نده، تیری را که او به طرف شما زد، برگردان: «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ» سنگ را از هر جا آمد برگردان.
 
🔸 سرمایه‌گذاری در راه خدا
قرآن کریم در سوره نحل می‌فرماید: «ما عِندَکُمْ یَنفَدُ وَ ما عِندَ اللَّهِ باقٍ» (۱۸) «آنچه نزد شماست، تمام می‌شود و آنچه نزد خداست، باقی می‌ماند.»
 
این آیه نشان‌دهنده این حقیقت است که سرمایه‌های دنیایی فانی هستند و سرمایه‌های الهی باقی. اگر می‌خواهید بهشت را بخرید، باید سرمایه‌گذاری پیش خدا کنید. سرمایه‌گذاری پیش خدا یعنی انفاق در راه خدا، یعنی دستگیری از مسکین، یعنی عمل به دستورات الهی.
 
این سرمایه‌گذاری، در دنیا فانی نمی‌شود، بلکه نزد خدا باقی می‌ماند و در آخرت به صورت بهشت به شما بازگردانده می‌شود.
 
🔸 مأمن الهی
فرمود: آن مقداری از روزی که دست شما نیست، دست خدا است. رعایت کنید که از راه صحیح به آن دسترسی پیدا کنید و وگرنه آنجا هست، مأمن هست و ذات اقدس هم ابداً تخطی نمی‌کند.
 
خداوند وعده داده که روزی همه بندگان را تضمین کند. اگر کسی از راه صحیح تلاش کند، خداوند روزی او را می‌رساند. اگر کسی از راه حرام تلاش کند، خداوند او را به حال خود رها می‌کند و در آخرت حساب سختی از او می‌کشد.
 
🔸 سرمایه‌گذاری در بهشت
بهشت، یک سرمایه‌گذاری است. اگر می‌خواهید بهشت را بخرید، باید سرمایه‌گذاری کنید. سرمایه‌گذاری در راه خدا، سرمایه‌گذاری پیش خدا است. این سرمایه‌گذاری، نه تنها در آخرت سود می‌دهد، بلکه در دنیا نیز برکت می‌آورد.
 
قرآن کریم در سوره بقره می‌فرماید: «مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کَثِیرَةً» (۱۹) «کیست که به خدا قرض نیکو دهد تا خدا آن را برای او چندین برابر کند؟»
 
این آیه نشان‌دهنده این حقیقت است که انفاق در راه خدا، قرض دادن به خدا است. خداوند این قرض را چندین برابر به شما بازمی‌گرداند. پس سرمایه‌گذاری پیش خدا، سرمایه‌گذاری در بهشت است.
 
🔸 نتیجه؛ بهشت را با سرمایه‌گذاری پیش خدا می‌خرند
روزی شما، دست خدا است. سرمایه‌گذاری پیش خدا، خرید بهشت است. اگر می‌خواهید بهشت را بخرید، باید سرمایه‌گذاری پیش خدا کنید. این سرمایه‌گذاری، در دنیا فانی نمی‌شود**، بلکه نزد خدا باقی می‌ماند و در آخرت به صورت بهشت به شما بازگردانده می‌شود.پس باید با سرمایه‌گذاری پیش خدا، این پول را برای خرید بهشت فراهم کنیم.
 

بخش ششم خرید بهشت با عزت و استقامت

🔸 سنگ را از هر جا آمد برگردان
امام علی (ع) در کلمات نورانی خود می‌فرمایند: «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ» (۲۰) «سنگ را از هر جا آمد برگردانید.» فرمود موحدانه زندگی کن، علمت را جهل قرار نده، مگر علم نداری این‌ها منحرف هستند؟ کافر هستند؟ مزاحم هستند؟ مهاجم هستند؟ مزاحم امنیت مردم هستند؟ مگر علم نداری؟ علم داری، علمت را جهل قرار نده، تیری را که او به طرف شما زد، برگردان.
 
این ظلم را «لَا یَمْنَعُ الضَّیْمَ الذَّلِیلُ» (۲۱) — مگر یک ملتی _ معاذالله _ ذلیل باشد، فرومایه و پست باشد که زیر بار ستم برود و ستم‌پذیر باشد؟ وگرنه سنگی که آمد، فوراً برگردان.
 
🔸 آیه؛ استقامت، شرط نزول فرشتگان
قرآن کریم در سوره فصلت می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (۲۲) «بی‌تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند [و می‌گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده می‌دادند، بشارت باد.»
 
مراد از «ثُمَّ اسْتَقَامُوا»، تنها اظهار ایمان نیست، بلکه انتخاب راه حق و پایداری بر آن است. در واقع مهم‌تر از اظهار ایمان و اقرار به توحید، استقامت و پایداری بر آن است. «ثُمَّ اسْتَقَامُوا» — کلمه «ثُمَّ» برای زمان و فاصله‌های دور است، یعنی استقامت باید طولانی باشد.
 
«رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» — خالق بودن خدا را بسیاری قبول دارند، ولی در تدبیر امور پای دیگران را به میان می‌آورند؛ مهم آن است که انسان در ربوبیت خداوند مقاومت کند، یعنی هیچ قانون و برنامه‌ای را از غیر خدا نپذیرد.
 
پاداش استقامت‌کنندگان در این آیه سه چیز است:
اول: نزول فرشتگان — «تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ» — انسان در اثر ایمان و مقاومت، فرشتگان را به خود جلب می‌کند. فرشتگان بر غیر پیامبران نیز نازل می‌شوند . بر مؤمنان مقاوم فرشتگان نازل می‌شوند و بر گناهکاران، شیاطین: «هَلْ أُنَبِّئُکُمْ عَلَىٰ مَنْ تَنَزَّلُ الشَّیَاطِینُ تَنَزَّلُ عَلَىٰ کُلِّ أَفَّاکٍ أَثِیمٍ» (۲۳) «آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟ بر هر دروغگوی گناهکار نازل می‌شوند.»
 
دوم: نفی خوف و حزن — «أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا» — مقاومت در راه حق، هم خوف از آینده را برطرف می‌کند «أَلَّا تَخَافُوا» و هم حزن و اندوه نسبت به گذشته را «لَا تَحْزَنُوا».
 
سوم: بشارت به بهشت — «وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ» — بالاترین هدیه آسمانی که فرشتگان برای مؤمنان مقاوم می‌آورند، آرامش روحی و روانی است.
 
نمونه روشن نزول فرشتگان بر مؤمنان را در سوره آل‌عمران، آیه ۱۲۵ می‌خوانیم: «بَلَىٰ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَٰذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ مُسَوِّمِینَ» «آری، اگر شما رزمندگان جنگ بدر استقامت و تقوا پیشه کنید و دشمن به همین زودی به سراغ شما بیاید، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان نشان‌دار یاری می‌کند.»
 
مشابه این آیه را نیز در سوره احقاف، آیات ۱۳ و ۱۴ می‌خوانیم: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ * أُولَٰئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِینَ فِیهَا جَزَاءً بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» «کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است و سپس استقامت کردند، پس نه خوفی بر آنهاست و نه اندوهی، آنان اصحاب بهشت هستند که به پاداش عمل‌کردشان برای همیشه در آن جا هستند.»
 
🔸 عزت، پاداش استقامت
اینکه این عزیزان رزمنده را دعا می‌کنیم — هم عزیزانی که رزمندگان میدانی‌اند هم این عزیزانی که رزمندگان پشت ماشه هستند — همه را دعا می‌کنیم برای این است که «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ». مواظب هستند که سنگی به این ملت نرسد، یک؛ اگر آمد فوراً برگردانند، این دو.
 
این عمل به بیان نورانی حضرت است. فرمود یک ملت ذلیل است که ستم را قبول می‌کند، این سنگ را قبول می‌کند، وگرنه سنگ از هر جا آمد برگردانید.
 
🔸 عزت، شکوه یک ملت
این سنگ از هر جا آمد برگردانید، امروز به صورت این پرچم درآمده و در دست خواهران ما، مادران ما، فرزندان و برادران ما، پدران ما است و از طرفی هم دست به ماشه گذاشته‌اند به آن صورت درآمده. که ذات اقدس الهی به حق صدیقه طاهره این مملکت و صاحب مملکت و همه شما عزیزان را در سایه قدرت خودش جلال و شکوه ببخشد. این‌ها شکوه یک ملت است، عظمت یک ملت است، وحدت یک ملت است.
 
🔸 عزت، ستم‌پذیری نیست
فرمود سنگ را از هر جا آمد برگردانید، به کسی سنگ نزنید، چون ظلم ابتدایی است و حرام است. به هیچ کس سنگ نزنید، چکار دارید؟ اما اگر کسی به شما سنگ زد، فوراً برگردانید. جز ملت فرومایه و پست کسی ستم را قبول نمی‌کند.
 
این علی است. تنها سخاوت و ناله‌های شبانه علی که نیست، عزت روزانه او هم هست. فرمود عزیز باش، سربلند باش، سربه‌زیر نباش، ستم‌پذیر نباش. از هر جا سنگ آمد برگردان، نگو این اموی است، این از شام است، یا از کجا است از کجا است. «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ»، مردانه زندگی کنید. این مردانه زندگی کردن یعنی هنرمندانه و شجاعانه زندگی کردن.
 
🔸 عزت، پول بهشت
عزت و استقامت، پول بهشت است. اگر می‌خواهید بهشت را بخرید، باید عزیز باشید و ستم‌پذیر نباشید. اگر کسی عزیز باشد و در برابر ستم ایستادگی کند، خداوند بهشت را برای او تضمین می‌کند.
 
این عزت، امروز به صورت این پرچم درآمده که در دست خواهران و مادران و فرزندان و برادران ما است. این‌ها شکوه یک ملت است، عظمت یک ملت است، وحدت یک ملت است. این عزت، پول بهشت است.
 
🔸 نتیجه؛ بهشت را با عزت و استقامت می‌خرند
عزت و استقامت، خرید بهشت است. سنگ را از هر جا آمد برگردان، عزیز باش، سربلند باش، ستم‌پذیر نباش. اگر می‌خواهید بهشت را بخرید، باید عزیز باشید و در برابر ستم ایستادگی کنید. این عزت، امروز به صورت این پرچم درآمده و پول بهشت است.
 
قرآن کریم در سوره فصلت می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ» — فرشتگان بر استقامت‌کنندگان نازل می‌شوند و به آنان بشارت بهشت می‌دهند. این، پاداش عزت و استقامت است.پس باید با عزت و استقامت، این پول را برای خرید بهشت فراهم کنیم.
 

بخش هفتم: خرید بهشت با پاکی و ایمان

🔸 نمونه مردم خوب کیست؟
امام علی (ع) در کلمات نورانی خود، سه عنوان را مطرح می‌کند: زنان، مردان، مردم. قرآن نیز سه گونه حرف زد: مخصوص زنان را نساء، مخصوص مردان را رجال، جامع طرفین را ناس نامید.
 
ما یک «اللاتی» داریم و یک «الذین»؛ آنجا که مخصوص زن‌ها است، «اللاتی» است، اما «الذین» مشترک است و اختصاصی به زن و مرد ندارد.فرمود نمونه مردم — مردم یعنی مردم! نمونه مردم خوب کیست؟ مریم است.
 
این عظمت زن نیست؟ «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ»، نه «للاتی» — «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ» (۲۴)، «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا مَرْیَمَ» (۲۵). مریم نمونه مردم خوب است، نه نمونه زنان خوب. نمونه مردم خوب، همین خواهران و دختران ما هستند که پرچم دستشان است.
 
🔸 آیه؛ مریم، نمونه مردم خوب
قرآن کریم در سوره تحریم می‌فرماید: «وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُبِهِ وَ کَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ» (۲۶) «و مریم دختر عمران را [یاد کن] که دامان خود را پاک نگه داشت، پس ما از روح خود در او دمیدیم و او کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود.»
 
این آیه، مریم (س) را به عنوان نمونه مردم خوب معرفی می‌کند. مریم (س) نمونه مردم خوب است، نه نمونه زنان خوب. او با پاکی و ایمان، به این مقام رسید.
 
مریم (س) دامان خود را پاک نگه داشت — این پاکی، پول بهشت است. او کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد — این ایمان، پول بهشت است. او از فرمانبرداران بود — این اطاعت، پول بهشت است.
 
🔸 پاکی و ایمان، پول بهشت
پاکی و ایمان، پول بهشت است. اگر می‌خواهید بهشت را بخرید، باید پاک باشید و ایمان داشته باشید. اگر کسی پاک باشد و ایمان داشته باشد، خداوند بهشت را برای او تضمین می‌کند.
 
مریم (س) نمونه کامل پاکی و ایمان است. او با پاکی و ایمان، به این مقام رسید که خداوند او را نمونه مردم خوب قرار داد. این، پول بهشت است.
 
🔸 پاکی، شرط ورود به بهشت
پاکی، شرط ورود به بهشت است. اگر کسی پاک نباشد، بهشت بر او حرام است. مریم (س) با پاکی، به بهشت راه یافت. او دامان خود را پاک نگه داشت و خداوند او را نمونه مردم خوب قرار داد.
 
قرآن کریم در سوره نور می‌فرماید: «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُطَّهِّرِینَ» (۲۷) «و خداوند پاکان را دوست دارد.» این آیه نشان‌دهنده این حقیقت است که پاکی، موجب محبت خدا می‌شود. کسی که خدا او را دوست دارد، بهشت از آنِ او است.
 
🔸 ایمان، شرط ورود به بهشت
 ایمان، شرط ورود به بهشت است. اگر کسی ایمان نداشته باشد، بهشت بر او حرام است. مریم (س) با ایمان، به بهشت راه یافت. او کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و خداوند او را نمونه مردم خوب قرار داد.
 
قرآن کریم در سوره تحریم می‌فرماید: «وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَ کُتُبِهِ وَ کَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ» (۲۸) «و او کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود.» این آیه نشان‌دهنده این حقیقت است که ایمان، موجب تصدیق کلمات خدا می‌شود. کسی که کلمات خدا را تصدیق کند، بهشت از آنِ او است.
 
🔸 پاکی و ایمان، پول بهشت
پاکی و ایمان، پول بهشت است. مریم (س) با پاکی و ایمان، به این مقام رسید که خداوند او را نمونه مردم خوب قرار داد. او دامان خود را پاک نگه داشت و کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود.
 
این‌ها همه پول بهشت است. اگر می‌خواهید بهشت را بخرید، باید پاک باشید و ایمان داشته باشید. پاکی و ایمان، شما را به بهشت می‌رساند.
 
🔸 نتیجه؛ بهشت را با پاکی و ایمان می‌خرند
پاکی و ایمان، خرید بهشت است. مریم (س) نمونه کامل پاکی و ایمان است. او با پاکی و ایمان، به این مقام رسید که خداوند او را نمونه مردم خوب قرار داد. او دامان خود را پاک نگه داشت و کلمات پروردگارش و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود.اگر می‌خواهید بهشت را بخرید، باید پاک باشید و ایمان داشته باشید. پاکی و ایمان، شما را به بهشت می‌رساند. پس باید با پاکی و ایمان، این پول را برای خرید بهشت فراهم کنیم.
 

بخش هشتم: خرید بهشت با راستگویی و مراقبت از زبان

🔸 حرف تو، فرستاده توست
امام علی (ع) در کلمات نورانی خود می‌فرمایند: «مَا تَصْدُرُ مِنْکَ رَسُولُکَ» — «آنچه از تو صادر می‌شود، فرستاده توست.»
 
فرمود: حالا که عالم شدید، آنچه که از شما صادر می‌شود، نشان علم و جهل شماست. وقتی نامه برای کسی می‌نویسید، این نماینده علم شماست. حرف می‌زنید، نماینده علم شماست. در جایی سخنرانی می‌کنید، نماینده علم شماست. با کسی گفتگو دارید، نماینده علم شماست.
 
مواظب باش، مواظب باش! آنچه از دهنت در می‌آید، فرستاده توست، یعنی من این هستم. فرمود چه بدانی چه ندانی، چه بخواهی چه نخواهی، حرف تو فرستاده توست، قلم تو فرستاده توست، قیام و قعود تو فرستاده توست.
 
🔸 مراقبت از زبان، پول بهشت
مراقبت از زبان، پول بهشت است. اگر می‌خواهید بهشت را بخرید، باید از زبان خود مراقبت کنید. اگر کسی از زبان خود مراقبت کند، خداوند بهشت را برای او تضمین می‌کند.
 
قرآن کریم در سوره ق می‌فرماید: «مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ» (۲۹) «هیچ سخنی را به زبان نمی‌آورد مگر اینکه نگهبانی آماده برای آن است.» این آیه نشان‌دهنده این حقیقت است که هر حرفی که می‌زنیم، ثبت می‌شود. پس باید مراقب زبان خود باشیم.
 
🔸 حرف نپخته نزن
فرمود حرفی که می‌زنی، پیام تو را می‌رساند. مبادا یک وقتی حرف نپخته بزنی، بگویی ببخشید. نه، بپز بعد بگو. این مواظب بودن دهن، مواظب بودن قلم، هر چیزی را قلم ننویسد، هر چیزی را نخواند، هر چیزی را نگوید، این ادب اجتماعی است.
 
فرمود این‌ها پیام می‌رسانند. هر حرفی که می‌زنی، فرستاده توست. اگر حرف نیکو بزنی، فرستاده نیکو فرستاده‌ای. اگر حرف نپخته بزنی، فرستاده نپخته فرستاده‌ای. پس باید مراقب زبان خود باشیم.
 
🔸 راستگویی، پول بهشت
راستگویی، پول بهشت است. اگر می‌خواهید بهشت را بخرید، باید راستگو باشید. اگر کسی راستگو باشد، خداوند بهشت را برای او تضمین می‌کند.
 
قرآن کریم در سوره احزاب می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا * یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ» (۳۰) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بترسید و سخن حق بگویید * تا خدا کارهای شما را اصلاح کند و گناهانتان را بیامرزد.»
 
این آیه نشان‌دهنده این حقیقت است که سخن حق، موجب اصلاح اعمال و آمرزش گناهان می‌شود. سخن حق، پول بهشت است.
 
🔸 زبان، کلید بهشت یا جهنم
زبان، کلید بهشت یا جهنم است. اگر مراقب زبان خود باشیم، این زبان کلید بهشت می‌شود. اگر مراقب زبان خود نباشیم، این زبان کلید جهنم می‌شود.
 
امام علی (ع) فرمودند: «مَا تَصْدُرُ مِنْکَ رَسُولُکَ» — حرف تو، فرستاده توست. این فرستاده، یا تو را به بهشت می‌رساند یا تو را به جهنم می‌برد. پس باید مراقب این فرستاده باشیم.
 
🔸 نتیجه؛ بهشت را با راستگویی و مراقبت از زبان می‌خرند
راستگویی و مراقبت از زبان، خرید بهشت است. حرف تو، فرستاده توست. اگر حرف نیکو بزنی، فرستاده نیکو فرستاده‌ای. اگر حرف نپخته بزنی، فرستاده نپخته فرستاده‌ای. پس باید مراقب زبان خود باشیم و راستگو باشیم تا بهشت از آنِ ما شود.
 
امام علی (ع) فرمودند: «مَا تَصْدُرُ مِنْکَ رَسُولُکَ» — آنچه از تو صادر می‌شود، فرستاده توست. پس باید مراقب این فرستاده باشیم تا این پول را برای خرید بهشت فراهم کنیم.
 

نتیجه‌گیری:

بهشت، رایگان نیست و بهایی دارد. بهای بهشت، توحید است. امام علی (ع) در کلمات نورانی خود می‌فرمایند: «اَلتَّوحِیدُ ثَمَنُ الجَنَّةِ» «توحید، بهای بهشت است.» اگر کسی موحد نباشد، اجازه ورود به بهشت ندارد. اگر کسی موحد باشد، مجاز است وارد شود. حالا درجاتش به اوصاف و عقاید و اخلاق بستگی دارد.
 
توحید، تنها پول رایج بهشت است. بدون توحید، هیچ عبادتی قبول نیست. موحد کسی است که تمام زندگی‌اش توحیدی باشد. علم بدون عمل، پول بی‌ارزش است. مسکین، فرستاده خداست و دستگیری از او، خرید بهشت است. سرمایه‌گذاری پیش خدا، خرید بهشت است. عزت و استقامت، پول بهشت است. پاکی و ایمان، پول بهشت است. راستگویی و مراقبت از زبان، پول بهشت است.
 
پس باید توحید را در تمام شئون زندگی جاری کنیم و موحدانه زندگی کنیم تا بهشت از آنِ ما شود. باید علم را با عمل همراه کنیم، از مسکین دستگیری کنیم، سرمایه‌گذاری پیش خدا کنیم، عزیز و ستم‌پذیر نباشیم، پاک و باایمان باشیم، و مراقب زبان خود باشیم. این‌ها پول‌هایی هستند که بهشت را با آن‌ها می‌خرند. پس باید با این پول‌ها، بهشت را برای خود خریداری کنیم.
 

ارجاعات:

[۱] نهج‌البلاغه، حکمت ۲۷۴ .
[۲] المزار الکبیر (لابن المشهدی)، ص ۵۶۹
[۳] سوره نحل، آیه ۹۶
[۴] سوره آل‌عمران، آیه ۱۸
[۵] تفسیر نورالثقلین، ذیل آیه ۱۸ سوره آل‌عمران
[۶] نهج‌البلاغه، حکمت ۲۷۴ .
[۷] المزار الکبیر (لابن المشهدی)، ص ۵۶۹
[۸] سوره زمر، آیه ۱۰
[۹] سوره نحل، آیه ۹۶
[۱۰] نهج‌البلاغه، حکمت ۲۷۴
[۱۱] سوره مجادله، آیه ۱۱
[۱۲] تفسیر نور، ج ۹، ص ۵۱۵
[۱۳] نهج‌البلاغه، حکمت ۳۰۴
[۱۴] نهج‌البلاغه، نامه ۳۱
[۱۵] سوره نحل، آیه ۹۶
[۱۶] مصباح الشریعة، ص ۱۶
[۱۷] نهج‌البلاغه، حکمت ۳۱۴
[۱۸] سوره نحل، آیه ۹۶
[۱۹] سوره بقره، آیه ۲۴۵
[۲۰] نهج‌البلاغه، حکمت ۳۱۴
[۲۱] نهج‌البلاغه، خطبه ۲۹
[۲۲] سوره فصلت، آیه ۳۰
[۲۳] سوره شعراء، آیه ۲۲۱
[۲۴] سوره تحریم، آیه ۱۱
[۲۵] سوره تحریم، آیه ۱۲
[۲۶] سوره تحریم، آیه ۱۲
[۲۷] سوره نور، آیه ۲۶
[۲۸] سوره تحریم، آیه ۱۲
[۲۹] سوره ق، آیه ۱۸
[۳۰] سوره احزاب، آیه ۷۰-۷۱
 
نویسنده: قربان منتظمی
منبع: تحریریه راسخون
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
بررسی جامع ساختار حکمرانی در قانون اساسی؛ رهبری، قوا، سیاست خارجی، امنیت ملی و بازنگری (فصل‌های ۸ تا ۱۴)
بررسی جامع ساختار حکمرانی در قانون اساسی؛ رهبری، قوا، سیاست خارجی، امنیت ملی و بازنگری (فصل‌های ۸ تا ۱۴)
گزینه‌های محتمل هفتمین رئیس صداوسیما در برنامه هفتم توسعه
گزینه‌های محتمل هفتمین رئیس صداوسیما در برنامه هفتم توسعه
نپذیرفتن رشوه‌ی ۲ میلیارد تومانی توسط پلیس
play_arrow
نپذیرفتن رشوه‌ی ۲ میلیارد تومانی توسط پلیس
شکست طرح براندازی نرم فرانسوی‌ها در ایران
play_arrow
شکست طرح براندازی نرم فرانسوی‌ها در ایران
حملات هدفمند نیروهای مسلح یمن علیه مزدوران سعودی
play_arrow
حملات هدفمند نیروهای مسلح یمن علیه مزدوران سعودی
کفاشیان: جر و بحث کریمی و خطیر خوب نبود
play_arrow
کفاشیان: جر و بحث کریمی و خطیر خوب نبود
حضور وقیحانه بن‌گویر در تخریب یک ساختمان مسکونی در قدس اشغالی
play_arrow
حضور وقیحانه بن‌گویر در تخریب یک ساختمان مسکونی در قدس اشغالی
از فضاسازی‌های رسانه‌ای تا واقعیت‌های میدانی میان یمن و عربستان
play_arrow
از فضاسازی‌های رسانه‌ای تا واقعیت‌های میدانی میان یمن و عربستان
سیل جمعیت آرژانتینی‌ها برای خداحافظی با مسی
play_arrow
سیل جمعیت آرژانتینی‌ها برای خداحافظی با مسی
بازتاب کاربران از تناقض رسانه‌ها در برخورد با اعتراضات فرانسه
play_arrow
بازتاب کاربران از تناقض رسانه‌ها در برخورد با اعتراضات فرانسه
طوفان گردوخاک در استان الانبار عراق
play_arrow
طوفان گردوخاک در استان الانبار عراق
قابی از پاییز طلایی دریاچه جهانی گهر
play_arrow
قابی از پاییز طلایی دریاچه جهانی گهر
انیمیشن لگویی به‌ مناسبت سالروز عملیات طوفان‌ الاقصی
play_arrow
انیمیشن لگویی به‌ مناسبت سالروز عملیات طوفان‌ الاقصی
لحظه تعرض نظامیان اشغالگر به خانه فلسطینی در جنوب الخلیل
play_arrow
لحظه تعرض نظامیان اشغالگر به خانه فلسطینی در جنوب الخلیل
لحظه اسارت نظامی آمریکایی اسرائیلی در هفتم اکتبر
play_arrow
لحظه اسارت نظامی آمریکایی اسرائیلی در هفتم اکتبر